تبليغاتX
جنبه داشته باشیم

در راستای آروم شدن دل خودم و احیانا خیلیای دیگه مثل خودم صمیمانه ناموسی ترین فحش های دنیا رو تقدیم روح پرفتوح خواهر و مادر دولتمردان غیور و بعضا بی پدر و مادر عربستان و مصر و اردن و بنا بر احتیاط واجب جمیع دولت های خفه شده و برادر کش عربی نموده و حمایت قاطع خودم و دولت آینده ام (!) را از سید حسن نصرالله عزیز و هوگو چاوز که چیز سگش می ارزه به کل عربای دنیا (= میلیون ها تن چربی تحمیل شده به کره بدبخت زمین) اعلام میکنم و برای خودم هم آرزوی موفقیت در تمام صحنه های زندگی می نمایم.
ب.ن:اینجانب در سلامتی کامل بسر برده و به شدت دوست دارم در راستای محکومیت حمله غزه به اسرائیل درس خوندن رو تعطیل کنم(مثل همون تکواندوکار رشیدی که 35000 بار طناب زد در همین راستا)(!)...ولی زیر یوغ (چی؟!) استعمار افرادی بدتر از اسرائیل گیر افتادم که با درس خوندن منو استعمار میکنن و اینا...!با تشکر
ب.ن تکراری:دعا کنید.بابا یه جیم دال ب که بیشتر نداریم-این وبلاگ نمیمیره...کماکان سر بزنید.(پیلیز!)

حتما به لینک "برترین برندهای جهان...!" تو پیوندهای روزانه سر بزنید.پشیمون نمیشید.

توضیحات:(!)رو هر برند یکم موس رو نگه دارید.

لطفا به این سایت تو وبلاگتون یا هر جای دیگه ای که میتونید لینک بدید

بمب گوگلی ایرانی برای حمایت از غزه

http://gaza.ir

تو لینکای روزانه وبلاگتون بذارید بهتره-تو قسمت توضیحات حتما بنویسید gaza

ب.ن:به علت فشار زیاد (درسی!) فقط جواب کامنت های پست قبل رو تونستم بدم.باور کنید اصلا یاهو نرفتم...به هیچ شکایتی در این راستا رسیدگی نمیشود!

+ زاييده ذهن محسن طيب - پنجشنبه نوزدهم دی 1387 - 19:11 |

راستش نمیدونم چی بگم.با اینکه خودمم میدونم کیفیت نوشته هام پایین اومده و دیگه حتی بعضی وقتا خودمم از حرفای خودم خنده ام نمیگیره و چیزی دستگیرم نمیشه امروز که "رتبه شما در نظرسنجی" رو چک کردم دلگرم شدم و در عین حال از لطفی که حتی با این کیفیت مطالب بهم دارید مثل لبو سرخ!

تشکر خشک و خالی کمه...خیلی دوست دارم یه جوری جبران کنم

بهم فرصت عنایت گردیده نموده کنید

+ زاييده ذهن محسن طيب - چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 - 17:30 |

روز پدر رو پیشاپیش به همه پدرهای دنیا و به اونایی که مثل خودم پدر نیستن و در آینده(دور و شاید بسیار بعید!) قراره که پدر بشن تبریک میگم

ب.ن:علی الحساب قشر مادران جامعه یه کوچولو دلشون بسوزه تا روز مادر بعدی که ما اونجامون میسوزه(فاقد هر گونه استعاره خاص!)

+ زاييده ذهن محسن طيب - سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 - 20:40 |

آخ سرم...آخ دستم...واي اونجام(متاسفانه ايندفعه هيچ استعاره اي در كار نيست و اونجا منظورم همونجاس)(روم به ديوار البته)(بخدا هر كسي جاي من بود 6 ساعت رو اون صندليا كنكور ميداد اينو ميگفت!)....بهر حال ديروز با دوتا كنكوري كه دادم مشت محمكي به دهن ياوه گويان زدم و تازه آزاد هم دو تا كنكورم مونده هنوز...ايندفعه مشتمو حواله ميكنم به اونجاي ياوه گويان(ايندفعه اونجا استعاره ي ضايعي بود از دماغ!)...بگذريم...البته تا موقعيتش هست بگم كه الآن از درد گردن و سر هم خدا رو شكر در حال فيض بردنم و به همه اينا اضافه كنيد امتحان زاقارت 5صفحه اي امروز دانشگاه و گرماي فجيع هوا را و الخ!
خب شما چه خبر؟كنكور داديد؟خبر كشف ذخيره جديد نفتي ايران رو شنيديد تو خليج فارس؟جوابتون اگه در هردو مورد مثبته شك نكنيد كه وقت ازدواجتونه!(من البته بحثم جداس!)...مطمئنا متوجه تغييرات متافيزيكي(استعاره از عقلي!) من كه از اثرات شوم كنكوره  شديد تا الآن پس ضمن ابراز همدردي با من بريد به كاراتون برسيد...منتظر ب.ن ها باشيد البته.و همينطور منتظر قهرماني آلمان(بگو ايشالله)(اگه نگي واقعا كه!)
ب.ن:الآن احساس میکنم حالم خوب شده.تقریبا از آبگوش(ت) به سمت شیر برنج بدون شیر(!!!) متمایل شدم!

ب.ن:خاک بر سر آلمان...بادمجون تو گوش اسپانیا

ب.ن مهم:در پی ضایع شدن های بی سابقه جیم دال ب در بحث فوتبال طی چند وقت اخیر اینجانب رسما از دنیای فوتبال میکشم کنار همه اش مال خودت

ب.ن:مال چشات!

ب.ن:اینجا نزدیکای محله ما مار پیدا شده...دو تا گربه رو هم به باد فنا داده...دو حالت داره...یا اینجا جنگله و ما قبیله گولا گولا یا که چی آیا؟

ادامه ب.ن بالایی:قالیباف کجاس که ببینه شهر به چه قهقرایی رفته؟

ب.ن در همون راستا:امروز تازه فهمیدم آتش نشانی چه کارایی که نمیکنه!(استعاره از فر خوردگی جیم دال ب از مارگیری دلاوران آتش نشان!)

ب.ن مهم مهم:دارم میرم اخرین امتحان دانشگاه رو بدم و خلاص(سه شنبه...۹:۱۱ صبح)

ب.ن دلچسب:امتحان داده-دانشگاه تعطیل-مخ آزاد-عشق و حال شروع-استقلال (هویجوری) سوراخ(بود) شد!

+ زاييده ذهن محسن طيب - سه شنبه یازدهم تیر 1387 - 9:11 |

سلام به همگي-يه سلام يه جورايي متفاوت
بعد از يه هفته كه بدجوري نسبت به خيلي چيزا بي خيال شده بودم بالاخره با خودم كنار اومدم و تصميم گرفتم كه دوباره به اون چيزي كه از خودم انتظار داشتم و دارم تبديل بشم.و راه اندازي دوباره اين وبلاگ هم يه نقطه شروعه براي همين قضيه.بگذريم.راستش ديشب كه ليل المشورت(!!!) براي راه اندازي وبلاگ بود با چند تا از بر و بچي كه يا خودشون وبلاگ نويسن يا وبلاگ منو كم و بيش ميخونن چت هاي طولاني و مفصلي داشتم.همه پينهاد ميدادن و تشويقم ميكردن كه ادامه بدم.و البته منم به همه قول دادم كه همه اون پيشنهادا رو عملي كنم.اما...اما به طرز ضايعي وقتي پنج دقيقه پاي بازي بارسا-والنسيا نشستم خوابم برد و تقريبا هيچ كار خاصي براي وبلاگ نكردم!از همينجا از همه عذر ميخوام.قول ميدم تا يكي دو روز آينده حداقل پيشنهادات رو عملي كنم.كي ميدونه شايد امروز حوصله كنم و همين امروز بسازمش.

پرونده هسته اي...حالا ديگه بسته اي(عجب!!!)
اما موضوع اين هفته...يه كم شايد دير باشه براي نوشتنش.ولي هنوزم ميشه بوي غرور و پيروزي رو احساس كرد.و صد البته طبق معمول بوي سوختگي نواحي و اندام هاي مختلف عزيزاني كه زور زدن كه اين قضيه اخرش به ضرر ايران تموم بشه كه خب نشد...به عبارتي گند زدن اون عزيزان.اي بابا چقدر حاشيه رفتم.قضيه عادي شدن روند رسيدگي به پرونده هسته اي خودمونو ميگم.بالاخره قضيه اي كه به خاطر عقب نشيني عجيب و ساده لوحي دولت قبلي و شخص رئيس حمهور سابق شروع شده بود( و با گند كاري هاي مجلس ششم البته) داشت خطرناك مي شد با كلي دعوا و جلسه و گفت گو و البرادعي اضافه(!!!) تموم شد.نتيجه هم خيلي ساده بود ما برديم.و چه حالي داشت اين پيروزي.جالب بود ديدن چهره اونايي كه قضيه هسته اي رو بهونه ميكردن تا دولت رو بكوبن...چه ميدونم تا مردم رو بترسونن...و چه ضايع بود مواضعي كه بعد از اين قضيه گرفتن!واقعا كه تهوع آوره...البته از اين جماعت نزديك انتخابات جز اين رفتار هم انتظاري نميره.

...و ما فضايي شديم تا كور شود هر آنكه نتواند ديد
خبر فضايي شدنمون رو هم كه همه دنيا فهميدن و البته منم يه كوچولو نوشتم در موردش.اگه الآن باز مينويسم دو تا دليل داره.يكي نظر خصوصي يكي از دوستان خوب و البته همكلاسي سابق خودمه.يكي هم پيشنهاد آخرين كسي كه ديشب باهاش چت كردم(چقدر خوب دارم معرفيشون ميكنم!).دوست (فكر كنم حالا ديگه بتونم بگم صميمي) خودم امير .ش(!) يه نظري راحع به موشكي كه به فضا فرستاديم داده بود و نوشته بود كه بايد از اين قضيه متاسف باشيم نه خوشحال.حالا البته دليل تاسف رو نگفته بود ولي از اونجايي كه اين امير ما كلا مخالفتش با همه چيز به طرز تابلويي غير منطقيه ترجيح ميدم اصلا جوابي ندم به نظرش.منتظرم كه خودش بياد و بيشتر توضيح بده و دليل بياره.وگرنه كه واقعا حرفش مضحكه.خواهشا كسايي كه مخالف دولتن يا مخالف اين نظام هستن منطقي باشن.روشن فكر بودن با بي مغز بودن و بي همه چيز بودن متفاوته.خيلي متفاوته راستش!(البته امير و امثال امير صرفا مخالفتشون از سر احساساته و نه چيز ديگه اي.مگه نه امير؟)هر روز اتفاقاتي تو اين كشور داره مي افته كه اگه هر كدومش تو كشوراي ديگه مي افتاد يه قرن شب و روز جشن مي گرفتن براش.ولي اينجا آدمايي هستن كه در نهايت اسكليت همه جيزو سياسي ميكنن تا حال همه حتي مردم رو هم بهم بزنن.بگذريم.
راستش قصد نداشتم خيلي جدي باشم.اصلا قصد نداشتم تا اين حد هم پيش برم.ولي واقعا نياز داشتم به گفتن اين حرفا.اين وبلاگ پا به پاي من داره بزرگ ميشه و جلو مياد.هر چيزي كه عقيده من باشه موضع اين وبلاگ هم هست.من هر روز چيزاي جديدي ياد ميگيرم.و دوست دارم اعلامشون كنم همينجا.من ياد گرفتم كه وطن پرست باشم.در هر حالتي.غرور و تعصب داشته باشم به كشورم.به پيشرفت ها و حتي عقب موندگي هاي كشورم.نهايت اشتباهه كه همه چيزارو سياسي ببيني.چشم ها را بايد بيشتر از اين حرفها شست
تغيير لحن و جدي تر شدن بحث هاي وبلاگ مطمئنا اثرات زيادي رو وبلاگ ميذاره(حالا يا منفي يا مثبت).از بازديد كننده و نظرات بگيريد تا فكرايي كه ممكنه در مورد خودم بشه.دوست دارم فقط چند تا از نظرات خصوصي رو كه چند نفر عقايدشونو در مورد من گفتن بخونيد.بعضيا حتي گفتن كه من احمدي نژادم!و چند نفري هم انگ پول گرفتن از دولت رو چسبوندن بهم.دولت كه پول نميده ولي اگه بده استقبال ميكنيم.گرچه پولي كه دولت بده كجا و اون 75 ميليون دلاري كه آمريكا به وبلاگ نويساي خائن ميده كجا!!!به اميد قهرماني پرسپوليس.بازم سر بزنيد.به احتمال زياد تا آخر وقت امروز تغييرات بيشتر تو وبلاگ خواهيد ديد

بالاخره اين پست هم به جمع پست هاي منججل(منشعب از ريشه جنجالي!!!) وبلاگ پيوست.به نظرات همين پست مراجعه كنيد

+ زاييده ذهن محسن طيب - پنجشنبه نهم اسفند 1386 - 8:38 |

سلام به همگي

ديدم نشد اين هفته آپ كنم.اين موضوع تحريم ياهو هم كه وقتش گذشته.اين شد كه علي الحساب تا ۵ شنبه هي بياين همين پست رو بخونيد تا آپ كنم!(البته معلومه كه لطف مي كنيد!)

+ زاييده ذهن محسن طيب - سه شنبه بیستم آذر 1386 - 19:54 |